|
عروج تا خدا خدا در همین نزدیکی ایست! چشم دل بگشای و به سویش پر بگیر!
| ||
|
سلام حرفایی که میخواهم بزنم بازهم از خاطرات داداشمه! راستش داشتم با داداشم درباره عدم توجهمون به خدا و گم شدنمون تو دنیای مادی حرف میزدم که بحث کشید به جایی که خدا از کی ها بیشتر توقع بندگی داره!!! کم کم شاخه های گفتگو زیاد شد تا اینکه داداشم گفت کسی که قیافه مذهبی داره بیشتر باید مواظب رفتارش باشه چون کوچکترین خطایی که ازش سر بزنه مردم پای دین و دینداریش میذارن و البته توقع مردم از این قشر زیاده... بعد هم گفت برخی هم برای سوء استفاده یه قیافه مذهبی برای خودشون درست می کنن!!! که اون قیافه میشه مجوزشون برای هر کاری!!! طوری که همه فکر میکنن رفتار و منشش کاملا درسته!!! یه خاطره جالب بین حرفاش تعریف کرد که بیانش خالی از لطف نیست! میگفت: دوستی دارم که زیاد مقید دین نیست و سرش تو خیابون مثل فرمون هیدورلیکه( تعبیر شخصی من، درباره این شخص در پستی با عنوان پستی که مال داداشم شد!! انتقادی از زبان برادر..... صحبت کردیم) اما چندی پیش ریش بلندی گذاشته بود و برای گرفتن وام به یکی از بانک ها مراجعه کرده بود. خود شخص تعریف می کند که محض ورود به بانک و بیان درخواست مدیر ازمن استقبال کرد و تا ظهر نکشیده مبلغ 10 میلیون وام برای من ردیف شد... چند روز بعد برای یکی از دوستام مراجعه کردم که باز سریعاً وام را اعطاء کردند.... داداشم می گفت: وقتی میگن یه عده با تیغ ریش میزنند و یه عده با ریش تیغ، یعنی همین! دیدم پر بی راه نمیگه! کم نیستند آدمهای ظاهر فریب که باعث بدنامی انسان های مقید هم می شوند... یه مثال دیگه اش اینکه یکی از خواهران ستاد احیا امر به معروف که با هم ماموریت بودیم گفتند که در زمان انقلاب دانشجو بوده و پوشیه می زدند اما افرادی زیر این پوشیه کارهایی کردند که باعث بدنامیه پوشیه شد، طوری که پوشیه نماد آن رفتار زشت بود... به همین دلیل پوشیه را کنار گذاشتند و بسنده کردند به همان حریم حجابی که خدا و دین مشخص نموده!!! واقعا عجیبه!!! غیر از این رفتار عجیب و هتک حرمت ها، این عجیبه که فکر میکنیم این کارهامون زرنگیه!!! اما افسوس که جز باخت و ضرر چیزی در پی نداره!!!! از خودم می پرسم... من جز کدام دسته ام؟!؟! شما چطور؟!؟!
برچسبها: اندیشه, دقدقه, افسوس, خاطره [ یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 5:19 قبل از ظهر ] [ مقتدائی نژاد ]
سلام شرمنده دیر به دیر به روز می شم... مقداری سرم شلوغ بوده و هست... اومدم یه خاطره بگم و برم... چند روز پیش در بازار شهر کاشان در حال رفتن بودیم (با خانواده) که 3 تابلو فرش نظرم را جلب کرد... تابلوی وسطی، تابلو فرشی مذهبی بود که در میان 2 تابلو فرشی قرار داشت که پر از نماد های فراماسونری و شیطانی قرار داشت... شاید فروشنده بی غرض و از سر جهل این کارو کرده باشه... اما به یقین نقشه کش اون از معنا و مفهوم این نماد ها بی خبر نبوده... عکسی را با تلفن همراه از ان منظره گرفتم...
نمیگویم چند نماد دارد... خودتان بگویید.... اگر توجه کنیم میبینیم خیلی راحت تمام سراپای زندگی مان را با امثال این نماد ها آذین بسته اند طوری که ما را دلبسته آن کرده اند... ایا این دلبستگی به عناصر و مفاهیم شیطانی باعث دوری ما از معنویات و نشانه های معنوی نمیشود؟ ایا باعث عادی شدن تعامل با این گروه های منحرف نمیشود؟ کم کم فاصله ها کم شده و خود را دوستار ما معرفی کرده و کار را به جایی رسانده که ما را نیز هم رنگ خود خواهند کرد... فکر می کنم ابیاتی که از روی معرفت درباب ائمه به ویژه امام زمان (عج) سروده شده آنقدر زیبا باشد که برای زیبا سازی و ایجاد آرامش در فضای کار وزندگی، احتیاج به این نماد های ناپاک نداشته باشیم... کم تأمل کنیم... فاصله ی حق و باطن فقط یک تار موست و گاهی باریک تر از تار مو...
برچسبها: اندیشه, دقدقه, افسوس, مولا اباصالح [ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 12:12 بعد از ظهر ] [ مقتدائی نژاد ]
سلام نمیدونم چرا اکثر مردم، به اسم امام زمان که میرسن میگن اگه یه روز آقا(عج) بیاد ... یا میگن خب اره باید به فکر امام زمان(عج) بود... منتظر واقعی نیستیم... افکارمون و دلمون با اقا نیست... حتی نمیخوایم از ته دل همراه باشیم... همه چیز رو برپایه اگر و اما ها بنا کردیم... چرا؟؟؟ تو یه جلسه گفتن امام زمان(عج) غریب هست اما علمای ما الان غریب ترن....[تعجب] یعنی یه معصوم که سراپا نوره رو با علما مقایسه کردند..[تعجب] علما هم زحمت کشیدن ... اما غربت12 قرنه امام زمان(عج) کجا و علما کجا... چیزهایی که امام زمان(عج) از مشکلات و گناههان شیعیان میببنن رو ایا علما اگاهن؟؟؟؟ بخدا این حرف ظلمه به امام زمان(عج)... ظلمه به خودمون که تا گردن در گمراهی فرورفتیم... امام زمان(عج) کیه؟ واقعا کیه؟ چقدر برای نبودش افسوس خوردیم... صبح که به محل کارم می آمدم، مردی رو دیدم که انگشت افسوس بر لب گذاشته بود و به فرورفتگی روی کاپوت ماشینش با حسرت خیره شده بود... ان لحظه میخواستم بپرسم ایا در این عمر50 ساله ات، یک بار اینچنین حسرت نبود مولا(عج) رو خورده این ... سکوت کردم و گذشتم... این است غربت امام زمان(عج) ... این است شعیه امام زمان(عج)... همه را حاضر و ناظر میبینیم... جز خدا و امام زمان(عج).... شادی و رضایت همه برایمان ملاک است و ارزشمند جز رضایت و شادی خدا و امام زمان(عج).....
برچسبها: اندیشه, دقدقه, افسوس, مولا اباصالح [ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 ] [ 10:9 قبل از ظهر ] [ مقتدائی نژاد ]
و آن زمان که دلهره روزهای تازه و ناشناخته، تا عمق استخوان هایم رسوخ کرده بود و سرمایی سراپای وجودم را کرخ می نمود، گرمای لطفت به من آموخت که آموزگار یعنی حرارت عشق، یعنی دریای مهربانی... و اینک ... از پس سالیان دراز بعد مدرسه، تازه آموختم که معلم اصلی، مولایم مهدیست... و علم او افضل است برآنچه بشر به آن فکر کند... مهدی جان(عج)، معلم صبر و شکیبایی، استاد کلاس عبد و بندگی...12 قرن است که تو را فراموش کرده ایم .... روزت مبارک... با انکه هر روز روز توست...
برچسبها: دقدقه, افسوس, اندیشه, مولااباصالح [ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 6:39 بعد از ظهر ] [ مقتدائی نژاد ]
سلام نمیدونم چقدر با ورزش آشنایی دارید اما فکر میکنم همه درباره ی منشور اخلاقی و کمیته انضباطی شنیده باشید ... . منشور اخلاقی یک سری قوانین است که تمام ورزشکارن ملزم به رعایت آن هستند و که در هنگام تمرد از آن کار به کمیته انضباطی کشیده می شود و باعث جریمه و درج در پرونده حرفه ای ورزشکار میشود... و حتی گاها با عث محرومیت او از ورزش.... اینها رو گفتم برای مقدمه جینی... چندی پیش با رفتار زشت برخی ورزشکاران مواجه شدیم که برخورد شدید و قاطع مسئولین کمیته انضباطی را هم دیدیم... اخطار های این کمیته را به ورزشکاران دارای پوشش نامناسب را هم بارها و مکرر دیدیم... که باعث تغییر در رفتار و پوشش آنان شد چون برای آینده حرفه ای خود نگرانن.... یکی دیگر از وظایف این کمیته این است که اگر یک ورزشکار بیش از حد یک انسان، دوندگی کنه و زیادی شیطنت نشون بدهد و هیجان نشان دهد را فراخوانده و از ایشان تست دوپینگ و اعتیاد می گیرند تا مبادا مشکلی پیش اید.... . دلیل این رفتار های مسئولین و سخت گیریهای آنان، این است که مسئولین معتقدند که ورزشکاران خیلی دیده می شوند و از سوی الگوی جوانان محسوب می شوند.... اگر ورزشکار روی لباسش یا زهرا(س) بنویسد جوانان هم جذب اهل بیت و خدا میشن... اگر ورزشکار خالکوبی تک چشم داشته باشد، جوان هم الگو برداری میکند... بذارین خودمونی حرف بزنم: اینا رو گفتم تا بگم: ورزش به این دربه دری کمیته انضباطی و منشور اخلاقی داره، ببین صدا و سیما چقدر بی درو پیکره .... اگه یه ورزشکار بره میهمانی و پارتی، سریع مأخذه میشه...دستگیر میشه .... زندانی میشه .... درج در پرونده میشه... ولی اگه بازیگران هزاران پارتی بروند و لباس و حیا رو بذارن کنار، کسی نیست بزنه تو دهنشون... جلوی مردا نامحرم جولان میدن و قلب امام زمان رو میشکنن، بعد هم میگن ما بازیگر صداو سیما جمهوری اسلامی هستیم... بخدا انصاف نیست... اسلام رو به گند کشیدیم و اسممون شیعه اس...ولی روزی صدهزاربار دل امام زمان رو میشکنیم.... خدایا ریشه اوناییکه یاد امام زمان نیستند و دلشون با آقا یکی نیست و فکرش اینکه که یه روزی قراره امام زمان بیاد و الان منتظر وافعی نیستند رو بکن... ریشه اون بازیگری که صدای قهقه اش شده کابوس امامون، رو بکن...
برچسبها: دقدقه, افسوس, اندیشه, مولااباصالح [ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 6:16 بعد از ظهر ] [ مقتدائی نژاد ]
سلام همراهان دعوتتون میکنم به شنیدن این کلیپ... مطمئنم دل آرومتون رو طوفان عشق فرا میگیره... و دلتون پر میکشه تا خدا... پر میکشه تا امام زمان...
وقتی چشمای بهارتون رو بارون زده حس کردی، برای فرج هم دعا کن...
برچسبها: اندیشه, دقدقه, افسوس, مولا اباصالح [ یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 ] [ 11:43 قبل از ظهر ] [ مقتدائی نژاد ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||